فاحشه،فاحشه بدنیا نیامد،ما فاحشه اش کردیم

‌توسط بابک حبیبی

چند وقتی بود می خواستم یه مطلبی بنویسم از یکی از درد های این جامعه نمیشد ،شاید نمی خواستم نمی دونم

ولی دیشب اتفاقی افتاد که تحریکم کرد این مطلبُ بنویسم

فاحشه ها رو همه دیدن، کنار خیابون منتظر ماشین شاید منتظر یه سر پناه شاید منتظر خرجشون ولی همه میبینیم بی تفاوت از کنارشون رد میشیم شاید یه سری یه تیکه بندازن بهش شاید یه سری پیشنهاد بدن بهش شاید یه سری فحش بدن بهشون از تو ماشین و شاید های دیگه…

یاهو 360

Yahoo 360

 

 

ولی همه مثل همیشه ظاهر بینن،نمی خوام دفاع کنم از کاری که می کنند،ناراحتم از کاری که می کنن،دلگیرم،دیشب تو فیس بوک داشتم یه چرخی می زدم اتفاقی یه پروفایل دیدم که واسه یکی از همین فاحشه ها بود،باورم نمیشد تو فیس بوکم باشند،یه زمانی تو جامعه مجازی هایی مثل ۳۶۰ زیاد بودن گَه گُدار جاهای دیگه هم رد پاشون رو میدیدم ولی به مراتب تو یاهو ۳۶۰ بیشتر بودن، وقتی تو فیس بوک پروفایلشو دیدم نوشته هایی که به عنوان “درباره ی من” نوشته بود خنده دار بود واسم،به قولی تجارت ایرانسلی بود! ، مثل بقیه پروفایل های مجازی فاحشه ها زده بود مثلا یه شارژ ۵ تومنی برام بفرستید با شمارتون من تماس میگیرم باهاتون قرار میزارم و … خندیدم سری تکون دادم خواستم ببندم دیدم کل لیست دوستاش همه همینکارن،باورم نمیشه یکی ۲ تا نبودن خیلی بودن اصلا باورم نمیشد تو فیس بوک همچین موجی اومده باشه که همه ی اون پروفایل هایی که یه زمانی تو ۳۶۰ بود به فیس بوک اومده باشه

فاحشه اجباری

فاحشه اجباری…

 

 

میدونی اولش می خندی به چیزایی که نوشتن به کامنت هایی که امسال منِ مذکر زیر عکس هاشون گذاشتن ، پیشنهادهاشون ، حرفاشون، یا حتا کامنت های دخترایی که واسه رونق کاسبی خودشون کامنت گذاشتن!!

اول می خندی ولی بعد ناراحت میشی،حداقل من اینجوری بودم،خیلی ناراحت شدم،واقعا تاسف بر انگیز بود

اینکه میبینی یک سری از دختر های کشورت بخاطر صرفا نیاز مالی دست به تن فروشی می زنند و خیلی علنی مثل یک تجارت خودشون رو به نمایش عموم میزارن،ناراحت میشم وقتی میبینم همه بی تفاوت رد میشن یا پیشنهاد میدن یا مسخره می کنند میرن

چون این دختر اگه وضع مالیش خوب بود شاید الان همکلاسی خودمون تو دانشگاه بود شاید الان شغل آبرو مندی داشت شاید الان سر زندگیش بود ،قبول دارم زندگی هر کسی دست خودشِ ،خودش می تونه مسیر زندگیش رو عوض کنه،ولی اینم قبول دارم که می تونستند/می تونند این ها رو به زندگی خودشون برگردوند ولی نکردند/نمی کنند

قبول دارم نرخ تورم بالاست قبول دارم خیلی هاتون عقیده دارید دولت نتونسته جوونارو اونجوری که باید پشتیبانی بشن پشتیبانی نکرده به این روز افتادن قبول دارم که می تونسته بره سالم جایی کار کنه با حقوق کم و … ولی این قبول دارم که دولت نصف قضیست نصف قضیه ماییم،ما آدمایی که دلمون داره از سنگ میشه،مایی که به بی تفاوتی داریم عادت می کنیم،مایی که به سمت جماعت “به ما چه؟” داریم حرکت می کنیم،مایی که نفع خودمون فقط واسمون مهم شده مایی که ….

اینجا قرار بود مشخصات قرار بگیره…

 

 

قطعا اون دختر فامیل داشته ،دوست داشته ،آشنا داشته هر چند کم هرچند بی بضاعت ولی می تونستد اگه متحد شند اگه ارزش قائل می شدن اگه انسانیت توشون زنده بود دست به دست هم بدن نزارند این دختر از مسیر زندگیش دور شه ، قبول دارم کوتاهی خودمون در میونِ،قبول دارم که ما اون دختررو فاحشه کردیم و حالا با انگشت نشونش میدیمُ پوز خند میزنیم

البته درسته یه سری دخترا هم از خونه فرار می کنن به دلیل مشکلات خانوادگی و … بعد به این راه کشیده میشند ولی باز هم پای خودمون در میون بوده،چه از خانوادش چه از اولین غریبه ای که جلو راهش سبز شده…

گفتن این حرفا دردی از این مشکل دوا نمی کنه شاید می گم که فقط خالی شم شاید میگم که مسخرشون نکنید نمی دونم،ولی دیدم خیلی از همین فاحشه ها که اعتقاداتِ خودشون رو دارند حتا قوی تر از اونی که ادعا با دینیش میشه

دیدم فاحشه هایی که تو همون یاهو ۳۶۰ قدیم موقع محرم رو پروفایلشون می زدند:

این ماه ماه امام حسینِ،من چیزی نمیگم خودتون خجالت بکشید

دیدم فاحشه ای که ماه رمضونا روزه میگرفت بعد از افطار به تن فروشی رو میبردن

دیدمُ این فریاد ها تو گلوم گیرکرده

روزگار خشنی شده،این مردم انگار اون مردم صمیمی مهمون نواز نیستند،هرکی تورو برای کاری می خواد برای سوئ استفاده ازت،دلگیرم از این مردم،حتا از خودم

قربون صدقه های الکی،وانمود کردن به لذت خوابیدن در آغوشِ دیگران،قهقه های الکی … بازیگرای خوبی هستن ولی در ژانر درام غمناک،خیلی هم غمناک …

بابک حبیبی ۲۰/۳/۹۰

 

 

 

Share