اندر احوالات یک آدم مجازی در ایران

‌توسط بابک حبیبی

بعنوان کسی که سال هاست زندگیش مجازیش شده (آدم مجازی در ایران) واقعا خسته شدم از این وضع اینترنت.وقتی در یک دوره ای از زندگی تصمیم میگیری و همه ی زندگیت رو مجازی می کنی،همه سرگرمی هات،کار هات،خنده هات،احساسات،همه دغدغه ها اونوقتِ که نمیتونی برگردی به دنیای واقعی،یا خیلی سخت میتونی برگردی.یه جوری با زندگی مجازیت واقعی زندگی میکنی،از ۷۹ تو اینترنتم،با همون مودم های Dial Up با همون صداهای عجیب غریبش با همون کارت های دو ساعته ی پارس آنلاین و ندا ،همون کارتا که ۵۰۰ بود بعد شد ۷۰۰، با همون کارتا صبح تا شب تو اینترنت بودم،اون موقع برای کشف دنیای بزرگ اینترنت،سرگرمی،کلا وقتی تو اینترنت میای میفهمی چقدر دنیا بزرگِ،بعد از ۸۳ هم که ترجیح دادم نسبت به علاقه مندیم کارم رو هم به اینترنت منتقل کنم،کار مجازی،از برنامه نویسی ویژوال بیسیک به برنامه نویسی تحت وب و طراحی و فعالیت هایی از این قبیل رو بردم.الان ۷ سال میگزره از کارم تو اینترنت،هر سالی که میگزره سال سخت تر میشه،دغدغم شده سرعت اینترنت،فیلترینگ،سرور،تحریم و …

با وجود تحریم ها و “نه” هایی که بخاطر ایرانی بودنمون از یه سری سایت های بزرگ میشنوم باز به کار خودم میرسم،ولی وقتی یه سری سایت های مفید هم فیلتر میشه آدم نااُمید میشه،و باز وقتی شب می خوابی صبح پا میشی میبینی سرعت اینترنت محدود شده همه ی پورت ها بسته شده و هیچ راهی برای دور زدن تحریم نیست بلکه یه جورایی هم از داخل تحریم شدیم واقعا کار کردن سخت میشه،واقعا نمیشه کاری کرد.اینکه همه ی کار و زندگیم به اینترنت مربوطِ از نظر خودم مشکلی نداره ولی با این مسائلی که پیش میاد مشکل محسوب میشه.

حالا این فقط بحث من پسر مجرده که نا اُمید میشه،خسته میشه،جواب مشتری ها رو نمیتونه بده،درآمدش پایین میاد،عصبی میشه و هیچ کاری از دستش بر نمیاد جز اینکه آهنگ گوش کنه و دراز بکشه ، موضوع اینجاست که همه مثل من نیستن،هستند خیلی ها که متاهلن،زن و بچه دارن،تمام در آمدشون از اینترنتِ،کاملا مجاز کار میکنند،هیچ مشکلی ندارن،ولی یهو صبح بیدار میشنو با همه ی این مشکلات روبرو میشن.

کلا یادم نمیاد تو این چهار پنج سال اخیر ثباتی داشته باشم از نظر کاری.ماهی رو به یاد ندارم که هیچ مشکلی پیش نیومده باشه.یا اینترنت کلا قطع میشده،یا فیلترینگ جلوی استفاده از سرویس های معروف دنیا رو گرفته،یا تحریم های خارجی،البته مشکلات به اینجا ختم نمیشه،هزینه ی بالا ADSL و محدودیت سرعت ، مشکلات سرور،مشکلات هک،هزینه ی سرور و سلامتی که پای سیستم گذاشتم.

این نوشتم دردی دوا نمیکنه،سرعت محدود اینترنت و بسته شدن پورت ها و عدم دسترسی به سایت های مورد نیاز همش دست به دست هم داد که امروز درد و دلی از سال های اخیر اینترنتیم بنویسم.امیدوارم مسئولین فکری در این مورد بکنن و مشکلات اینترنتی که همیشه همه جا همرامون بوده واسه همیشه حل شه.

شخصا واقعا خسته شدم که هر روز دغدغم سرعت اینترنت و محدودیت ها باشه،به هر مرجع علمی هم بخوام رجوع کنم بالاخره از یه جایی به بعد محدودِ کامل.امیدوارم روزی درست شه و دغدغم یادگیری سریع تر تکنولوژی های جدید برنامه نویسی و طراحی وب باشه،چیزی که تو این چند سال اخیر بوده ولی بخاطر محدودیت ها همیشه دستمون باز نبوده برای یادگیری راحتشون.

در کل خواستم بگم زندگی خیلی ها،خیلی ها،دست خوش تغییر میشه روزانه،خیلی ها عصبی میشند،خیلی ها به مشکل می خوردند و فقط اُمیدوارم.

 

Share