این مردم دوست داشتنی

سوارِ تاکسی شدم، راننده یه پیرمرد بود جلو هم یه پیرزن بود، ماشینم یه پیکان خیلی قدیمی بود، یکم رفت جلو فهمیدم زن و شوهرن،شوهرِ می گفت خانوم اون آقا رو سوار کنم؟ پیرِزن میگفت بزا ببینم با عینکش نیگا می کرد می گفت نه نه بهش می خوره آدم خوبی نباشه.
بعد همین روال با سرعت ۴۰ تا ادامه داشت.
خواستم سید خندان پیاده شم پیرزن میگفت آقا هوشنگ بریم خونه؟پیرمرد می گفت نه خانوم کار نکردم پول یه شونه تخم مرغم در نیوردم شما رو میرسونم خونه خودم ۱ -۲ ساعت دیگه میام.

کلا خواستم بگم وضع توده ی بزرگی از انواع اقشار مردم داره روز به روز بدتر میشه و باز خواستم بگم هنوز عشق معنی داره،دوست داشتم تا شب تو ماشینشون بشینم به حرفاشون گوش کنم،خیلی مودبانه و دوس داشتنی با هم حرف میزدن.

امان از این مردم دوست داشتنی.

 

*پی نوشت : یکی از دوستان هم این زوج رو در محدوده ی عباس آباد دیده،ظاهرا این زوج دوست داشتنی در محدوده ی سید خندان مسافر کشی می کنن 🙂

Share

فیلم جرم مسعود کیمیایی

چند روز پیش فیلم جرم مسعود کیمیایی رو دیدم

چیزایی ازش شنیده بودم، این که فیلم سیاه سفیده یا سبک کاریش مثل کاری قبلی مسعود کیمیاییِ

فیلم جرم مسعود کیمیایی
فیلم جرم مسعود کیمیایی

واقعیت اینه که مسعود کیمیایی نمی خواد استایلشُ بعد از این همه سال عوض کنه،مثل همیشه چاقو نقش اول فیلم بود، داستانُ فیلمنامش به نظرم راضی کننده بود،ولی بعضی صحنه ها گُنگ و خسته کننده بود،بنظرم طرفدارای فیلم های مسعود کیمیایی می تونند راحت مثبت بدن به این فیلم،ولی همه ی بیننده ها نه،چون معنی ها سنگینی مثل همیشه تو فیلمش بود،مثل ناموس،چاقو،رفاقت،خانواده،پول …

مثل همیشه حامد بهداد عالی بازی کرد تو نقشش ،که برای همین بازی هم برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد

بقیه ی بازیگرا هم تو نوع خودشون متوسط بودن،به شخصه انتظار نداشتم لعیا زنگنه نقش اسلحه فروش رو بازی کنه!

یا نیکی کریمی نقش خواهری که سال تا سال ملاقات برادرش نمیاد

حامد بهداد ، مسعود کیمیایی ، پولاد کیمیایی
حامد بهداد،مسعود کیمیایی،پولاد کیمیایی

بعضی صحنه ها هم سوال بر انگیز بود به فرض اینکه وزارت نفت در اعتصاب باشه بالاخره به نگهبانی باید داشته باشه …

تو صحنه های فیلم هم خیلی صحنه ها بودی که واقعا مشخص بود فیلم در زمان فعلی ساخته شده بوده مثل پراید و تلفن کارتی و…

این مطلبم بخونید : گاف های فیلم جرم

فیلمنامش قوی بود، بعضی ها خیلی سنگین بود بعضی ها خنده دار

دیالوگ های پر معنی،مثل دیالوگ های سیامک انصاری با پولاد کیمیایی ،حرف باتومُ پولُ اسلحه
دیالوگ رئیس زندان با پولد کیمیایی ، طرف مردم رو بگیر
دیالوگ رفاقتی وقتی حامد بهداد دستشو میکرد تو کیسه مار
دیالوگ رفاقتی حامد بهداد و پولاد کیمیایی از اول فیلم
حتا دیالوگ خنده داره حامد بهداد :

پولاد: این ماشین ترمزم داره؟ حامد : با ۳ تا صلوات میندازمش تو جوب!

 

کلا فیلم از نظر دیالوگ قوی بود ارزش دیدن رو داره ، امیدوارم تو فیلم بعدی مسعود کیمیایی منتظر تغییراتی بشیم که غیر قابل انتظار باشه …

 

Share

فاحشه،فاحشه بدنیا نیامد،ما فاحشه اش کردیم

چند وقتی بود می خواستم یه مطلبی بنویسم از یکی از درد های این جامعه نمیشد ،شاید نمی خواستم نمی دونم

ولی دیشب اتفاقی افتاد که تحریکم کرد این مطلبُ بنویسم

فاحشه ها رو همه دیدن، کنار خیابون منتظر ماشین شاید منتظر یه سر پناه شاید منتظر خرجشون ولی همه میبینیم بی تفاوت از کنارشون رد میشیم شاید یه سری یه تیکه بندازن بهش شاید یه سری پیشنهاد بدن بهش شاید یه سری فحش بدن بهشون از تو ماشین و شاید های دیگه…

یاهو 360
Yahoo 360

 

 

ولی همه مثل همیشه ظاهر بینن،نمی خوام دفاع کنم از کاری که می کنند،ناراحتم از کاری که می کنن،دلگیرم،دیشب تو فیس بوک داشتم یه چرخی می زدم اتفاقی یه پروفایل دیدم که واسه یکی از همین فاحشه ها بود،باورم نمیشد تو فیس بوکم باشند،یه زمانی تو جامعه مجازی هایی مثل ۳۶۰ زیاد بودن گَه گُدار جاهای دیگه هم رد پاشون رو میدیدم ولی به مراتب تو یاهو ۳۶۰ بیشتر بودن، وقتی تو فیس بوک پروفایلشو دیدم نوشته هایی که به عنوان “درباره ی من” نوشته بود خنده دار بود واسم،به قولی تجارت ایرانسلی بود! ، مثل بقیه پروفایل های مجازی فاحشه ها زده بود مثلا یه شارژ ۵ تومنی برام بفرستید با شمارتون من تماس میگیرم باهاتون قرار میزارم و … خندیدم سری تکون دادم خواستم ببندم دیدم کل لیست دوستاش همه همینکارن،باورم نمیشه یکی ۲ تا نبودن خیلی بودن اصلا باورم نمیشد تو فیس بوک همچین موجی اومده باشه که همه ی اون پروفایل هایی که یه زمانی تو ۳۶۰ بود به فیس بوک اومده باشه

فاحشه اجباری
فاحشه اجباری…

 

 

میدونی اولش می خندی به چیزایی که نوشتن به کامنت هایی که امسال منِ مذکر زیر عکس هاشون گذاشتن ، پیشنهادهاشون ، حرفاشون، یا حتا کامنت های دخترایی که واسه رونق کاسبی خودشون کامنت گذاشتن!!

اول می خندی ولی بعد ناراحت میشی،حداقل من اینجوری بودم،خیلی ناراحت شدم،واقعا تاسف بر انگیز بود

ادامه خواندن “فاحشه،فاحشه بدنیا نیامد،ما فاحشه اش کردیم”

Share

تاکسی شکلاتی

چند وقت پیش می خواستم برم سمت قزوین برای ترخیص ماشین،آزادی سوار یه تاکسی پراید سبز رنگ شدم خوابه خواب بودم

۴-۳ تا مسافر بودیم همزمان نشستیم تو ماشین،تا نشستیم یهو راننده برگشت عقب بهم شکلات تعارف کرد ،نگاش کردم گفتم مرسی ممنون،گفت بردار نخور،گفتم باشه برداشتم

تاکسی شکلاتی
تاکسی شکلاتی

به همه تعارف کرد بعد گفت نون و پنیر رو داشبُردِ،چایی هم هست،لیوانم به اندازه هست،واسه که بریزم؟

 

ادامه خواندن “تاکسی شکلاتی”

Share